ضرورت نقد در موسیقی اصیل ایران

ضرورت نقد در موسیقی اصیل ایران

naghd7

یکی از آسیب های جامعه ایران که در حوزه دین و موسیقی اصیل به دلیل شباهت های ساختاری و محتوای بسیار این دو بهم، بیش از سایر حوزه ها قابل مشاهده است؛ حاکمیت امر غایب و متعاقب آن الوهیت بخشی به امر حاضر است.جامعه معنویت زده ای همچون جامعه ایران همواره به دنبال مطلوب گمشده خویش از دل آسمان ها بوده است. بدین خاطر،به پیامبرانی مومن می شود که خود را واسطه فیض روح القدوس می‌دانند.
شباهت های انکارناپذیر محتوای – ساختاری موسیقی ایران با مذهب امری علیحده است و فقر محسوس سرمایه فرهنگی و فقدان سوژگان فرهیخته در این حوزه، سبب شده است که موسیقی نه تنها نتواند از فرمالیته دینی فاصله بگیرد بلکه با شتابی محسوس به آن گرایش پیدا کرده است.( فرض نگارنده بر این است که مخاطب این متن ؛ به چرائی و چگونگی این موضوع واقف است بنابراین از تببین آن صرفنظر می شود)
زین سبب،هنگام که روابط قدرت ( به معنای ساختارگرایی ) با حوزه هایی همچون مذهب و موسیقی آغشته شود، روابط و مناسبات فاسد کنونی فرصت بروز می‌یابند.این درهمآمیختگی از یکسو موجب ظهور شبه خدایان دیکتاتور و مستبد در سطوح بالای این حوزه ها و از سوی دیگر باعث به وجود آمدن پیروانی دگم و مومنانی بیمناک در سطوح پایین شده است. چندان که هرگونه نقد خدایان حوزه موسیقی سبب تکفیر ، سنگسار و فحشسار منتقدان می شود. در این شرایط سنت بدگویی و لیچار پراکنی و لنجن مالی و تمسخر یکدیگر موسیقی دانها در محافل خصوصی و کلاس های درس و جمع های دوستی، جای نقد و نقادی را می گیرد و جنگ های حیدری-نعمتی به اوج خود می رسد و فضای موسیقی به سمت بی اخلاقی سوق می یابد.فقدان جریان انتقادی مستقل بدون وابستگی به جریان ها و مناسبات فاسد حاکم بر موسیقی ایران سبب باز تولید تصاعدی و پلکانی این موقعیت اضطراری در موسیقی اصیل ایران شده است. در این بین دلالان و کارچاق کن ها و مجریان و … نقش منتقد را ایفا می کنند که تنها کارکردشان برگزاری مسابقات تفننی و تهیه کنندگی کنسرت ها ومجری گری بزرگداشت ها و جشنواره ها و در نهایت مجیز گویی و چاپلوسی از فلان خواننده و نوازنده شده است و یا شاگردان و هواداران فلان خواننده با هوادران و شاگردان فلان نوازنده همواره در حال کشمکش و تعریف و تحقیر و تمجید و تحدید و تمسخر یکدیگر و مشغول ثنا و ستایش نیمچه خدایان خود هستند.
نشانه های این مسئله در حوزه دین و میدان مذهب به آسانی قابل درک و مشاهده است اما در حوزه موسیقی ایران تحت لوای پوشش هنر، این روابط معیوب ، مغفول مانده است.
از این روست که به راحتی مناسبات فاسد بین حاکم اسلامی و هوادران مومن شان و یا رابطه بین شاه و سلطنت پرستان را مشاهده و نقد می کنیم ولی فارغ از آن هستیم که خود جایگاهی بسیار دون تر و نازل تر در مناسبات خود با استادان و موسیقی دانهای مورد علاقه خویش داریم.
تنها راه مقابله با این مسئله نقد است … نقد بی پروا و بدون تعارف و عافیت طلبی این روابط و آسیب شناسی آن.
بر این اساس برگه موسیقی ایران برای مقابله با چنین جریان های فاسد و اصلاح مناسبات فرمال نضج یافته و معیوب ، نقد های خود را در یک پروژه متوالی و زمانبندی شده به آسیب شناسی و چرایی و چگونگی مسائل در لایه ها مختلف ساختاری-محتوایی و نقد نیمچه خدایان موسیقی ایران متمرکز خواهد کرد.


Leave a Reply