گپكي با خالق خلق : سروده نوشین

سروده نوشین
۲۲ جون ۲۰۱۷

ساعتي پيش كه بيدار شدم
غم و غصه ها شنيده غرق اخبار شدم
رفتم به سراغ گيشه اَي با تلفن
تا زنم من گپكي با خالق خلق و جهون
كفتمش اَي دوستم مي شنوي
يا كه پنبه كرده در گوشو دگر نا شنوي
گر چنين است بكن چشمان باز
تو ببين دور و برت را همه با راز و نياز
گفته بودند كه عادل هستي
پس چه شد دل بندگان بشكستي
بعضي در خوردن اب قلوپ قلوپ
ان دگر نه قطره اَي درون لپ
سفره ها رنگين كني در خانه أي
ان دگر دارد نه نآن و دانه اَي
ان طرف من بنگرم صلح و صفا
سوي دگر جنكو خمپاره بپا
كودكان بي پناه در كوچه ها
يا كه در درون كارتن جا بجا
ان طرفتر بچه اَي لوس و بلا
من ندارم ديجيتال زر زر هوا
ان يكي در قصر و ان پرده طلا
ديگر خوابد درون قبر ان نا مرده ها
اين چه شد ، ان عدل و ان دادت كجا
پس چرا أصلا نباشد ان تساويت بجا
گفتمش أيا ترازويت دگر گم گشته است
يا كه يك ديوانه اَي ان مهره هاش هك كرده است
دستها بردم بسوي أسمان
گفتمش جز تو نباشد بندگانت را امان
أشكها جاري شد إز چشمان من
بند امد ان زبان إز هقو إز هقان من
شخصي امد در ميان خط ما
كه زمانت بسر امد گوشيت را كن رها
گفتمش آلو آلو بمن بده قدري زمان
تا كنم شكرش به أنچه هست ما رادر جهان


Leave a Reply